خرید بک لینک
ارزوهایماوج میگیرندو تو را در میان انها نظاره گرممن تو رامیبینمتو را در کنارم حس میکنم حضورت رااهسته برومرا یاری کنمنم حمایت دستانت رامیخواهم.

برچسب: نویسنده: شیدا مقدم تاريخ: جمعه 15 آذر 1398 ساعت: 0:04

چه سخت است به روزی بی اندیشمکه تو را حتی برای لحظه ای کوتاهنداشته باشم.تویی همدم و هم نفس لحظه هایم حس حضورت معنای زندگی ام شدان دم که از همه بریده ام و تنها شدمتنها تویی که میتوانی ارامم کنی در این ه

برچسب: نویسنده: شیدا مقدم تاريخ: جمعه 15 آذر 1398 ساعت: 0:04

انگار فیلم بود
4- 5 سال
مثل برق گذشت
و الان به سکانس اخرش رسید

بازی خوبی بود
کاش دیگه شروع نشه

سکانس اخر= کات

تموم شد
تو اخرین نفر بودی تو زندگیم

هیچ وقت کسی جایگزین تو نمیشه
این اجازه رو به هیچ کس نمیدم

برچسب: نویسنده: شیدا مقدم تاريخ: جمعه 15 آذر 1398 ساعت: 0:04

اینا رو یه روز می خونم
خاطرات این روزا برام یه روزی مرور میشه

شاید دیگه اون موقع کلا تموم شه

شاید هم نشه

دلم گرفته .... فقط همین

برچسب: نویسنده: شیدا مقدم تاريخ: جمعه 15 آذر 1398 ساعت: 0:04

صفحه بندی